محمد ابراهيم سبزوارى
54
شرح گلشن راز ( فارسى )
مىنمايد و تو توهّم دايره مىنمايى . كما قيل : « نقطهى آتشى به دور انداز * تا كند رسم دايره مشعل » و حال آنكه نيست در حاق واقع نفس الامر مگر همان نقطهى لا ينقسم ، و دايره بودنش به مجرّد توهّم است « 1 » و هيچ مابازائى « 2 » در خارج ندارد . همچنين در اين عالم يك حقيقت و يك صورت است ؛ تو او را حقايق متكثره و صور متباينه توهّم مىنمايى ، و آن صورت « 3 » ، صورت انسان كبير و خليفة اللّه است كه هيئت عالم وجود باشد بترتيبه و نظامه الاحسن . و چون صورت به معناى « 4 » ما به الشىء بالفعل مراد است ، لهذا اين صورت مطابق بر صورت حق است از باب بودن خليفه بر صورت مستخلف . كما ورد فى الحديث : « ان اللّه تعالى خلق آدم على صورته » ، چه انسان مثل اعلاى « 5 » حقّ است . كما قيل : « هر آن نقشى كه بر صحرا نهاديم * تو نيكو بين كه ما نيكونهاديم چو آدم را فرستاديم بيرون * جمال خويش بر صحرا نهاديم » بارى توهّم عوام صورتهاى متعددهء مختلفه از عالم [ را ] در لوح خيال ، از باب نافرمانى و اطاعت نكردن شيطان « 6 » است به آدم دنيوى كه مغلوب نفس و مقهور هوا و مطيع وهم است . كما ورد فى الحديث : « كلّما ميّزتموه باوهامكم فى ادقّ معانيه « 7 » فهو مصنوع مخلوق مثلكم مردود
--> ( 1 ) . شا : توهم كردن تست ( 2 ) . شا : به خدايى ( 3 ) . شا : ( صورت ) را ندارد . ( 4 ) . دا ، شا : معنى ( 5 ) . پا : اعلى ( 6 ) . دا ، شا : اطاعت نكردن و نافرمانى شيطان ( 7 ) . پا : معاينه